۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

پيشنهاد خاتمي يا دستورالعمل مايكل لدين؟!

شخصي به گلايه مي گفت؛ هر وقت در محله ما چيزي مفقود مي شود، همسايه ها مرا به سرقت متهم مي كنند و آنچه را كه مفقود شده از من مي خواهند. به او گفتند؛ اين كه نگراني ندارد، چاره كار آسان است، براي رفع سوء ظن اجازه بده يك بار خانه ات را جستجو كنند تا از پاكدست بودنت مطمئن شوند و ديگر تو را به دزدي متهم نكنند. شخص گله مند با قيافه اي حق به جانب گفت؛ حق با شماست، اما بخت و اقبال با من نيست، زيرا هر وقت خانه ام را جستجو كرده اند، اشياء مفقود شده را يافته اند!برخي از مدعيان اصلاحات در حالي ارتباط خويش با محافل بيگانه و پيروي از دستورالعمل دشمنان بيروني را انكار مي كنند كه طي چند سال اخير و مخصوصاً طي شش ماه گذشته تقريباً هيچ يك از اقدامات و مواضع آنها را نمي توان يافت كه دقيقاً برگرفته از دستورالعمل هاي پيشاپيش اعلام شده و پيشنهاد شده رسانه ها و مقامات آمريكايي نباشد. در اين باره طي چند ماه اخير- و در سال هاي گذشته نيز- گزارش ها و يادداشت هاي فراواني همراه با اسناد و مدارك غير قابل انكار داشته ايم. و اما تازه ترين اقدام اين جريان سياسي، درخواست رفراندوم براي مقبوليت دولت- بخوانيد نظام - است كه طي بيانيه اي از سوي سيدمحمد خاتمي مطرح شد و بلافاصله با استقبال گسترده مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اروپايي و اسرائيلي روبرو شد. قبل از پرداختن به موضوع يادشده، در اين خبر دقت كنيد؛ چندي قبل، مايكل لدين -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه «آمريكن اينترپرايز» و دستيار ويژه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع اسبق آمريكا و «ديك چني» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعيت جمهوري اسلامي ايران» با عنوان يكي از راه كارهاي مؤثر براي مقابله با اقتدار ايران اسلامي ياد كرده بود. لدين در پيشنهاد خود اشاره مي كند كه آنچه مهم است، «انجام رفراندوم» نيست زيرا رفراندوم در قوانين ايران گردش كار شناخته شده اي دارد و حتي در صورت انجام، نتيجه آن نيز مورد نظر نيست، چرا كه مردم ايران به نظام حكومتي خود وفادارند. مايكل لدين معتقد است؛ پيشنهاد رفراندوم از يكسو و حمايت رسانه اي غرب از سوي ديگر مي تواند مخالفان جمهوري اسلامي ايران را اميدوار كرده و در صحنه نگاه دارد!اكنون به پيشنهاد خاتمي كه با بيانيه مشابهي از سوي مجمع روحانيون همراه بود باز مي گرديم.1- خاتمي مي داند كه انجام رفراندوم در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران گردش كار و راه قانوني تعريف شده اي دارد؟ و مطابق اصل 110 قانون اساسي فرمان آن بايستي از جانب رهبري صادر شود و نظارت بر آن مطابق اصل 99 قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است. بنابراين وقتي آقاي خاتمي در بيانيه خود از انجام رفراندوم- با همان موضوع «مقبوليت»! كه پيش از او مايكل لدين پيشنهاد كرده است- سخن مي گويد و خواستار برگزاري آن از سوي نهادي غير از شوراي نگهبان مي شود، در عمل و آشكارا قانون اساسي را نقض مي كند و بايد از او پرسيد؛ جنابعالي كه در اولين گام قانون اساسي را زير پا مي گذاريد اولاً؛ چگونه ادعاي قانون گرايي داريد؟! ثانياً؛ وقتي قانون اساسي را نفي مي كنيد چگونه مي توان شما را در چارچوب نظام تلقي كرد؟! و ثالثاً؛ با توجه به آن كه مي دانيد پيشنهادتان قانوني و عملي نيست، آيا غير از اين است كه دقيقاً همان دستورالعمل «مايكل لدين» - بخوانيد سازمان سيا- را به دست گرفته ايد؟! لطفاً مثل هميشه فحش ندهيد، دليل بياوريد!2- خاتمي در بيانيه خود- بخوانيد بيانيه مايكل لدين- پيشنهاد كرده است كه رفراندوم مورد نظر وي به جاي شوراي نگهبان از سوي «يك نهاد بي طرف مثل مجمع تشخيص مصلحت نظام»! صورت پذيرد. كه در اين باره بايد گفت؛ اگر مقصود خاتمي از مجمع تشخيص مصلحت، رياست آن يعني آقاي هاشمي رفسنجاني است كه ايشان به وضوح نشان داده اند نه فقط بي طرف نيستند بلكه به شدت از خاتمي و موسوي و دار و دسته آنها حمايت مي كنند. به عنوان نمونه، آيا پيشنهادهاي ايشان در نماز جمعه اخير تهران، حتي يك كلمه- تأكيد مي شود حتي يك كلمه- با بيانيه هاي فتنه انگيزانه موسوي و خاتمي تفاوت داشت؟! و چنانچه منظور خاتمي شخصيت حقوقي نهاد مجمع تشخيص مصلحت است و نه شخص آقاي هاشمي رفسنجاني كه بايد گفت وظيفه مجمع، برگزاري رفراندوم نيست و اين نيز نشانه ديگري از بي اعتنايي - يا بي اعتقادي- آقاي خاتمي به قانون اساسي است.از سوي ديگر اگر آقايان اساساً به قانون اساسي اعتقادي نداشته باشند كه در اين صورت نمي توانند خواستار رياست قوه مجريه در كشوري شوند كه قانون اساسي يعني ميثاق ملي آن را قبول ندارند! اين تناقض را چگونه توجيه مي كنند؟!3- خاتمي و يارانش در حالي از انجام رفراندوم سخن مي گويند كه نشان داده اند به هيچ يك از فرايندهاي قانوني اعتقادي ندارند و انتخابات اخير را بدون آن كه كمترين دليل و سندي براي مخدوش بودن آن ارائه كنند، غير قانوني! دانسته و خواستار ابطال آن شده بودند. بنابراين بر فرض كه رفراندومي برگزار شود به يقين نتيجه آن را نمي پذيرند. چرا؟! نكته اصلي دقيقاً در همين نقطه نهفته است.دار و دسته خاتمي كمترين ترديدي ندارند كه پيشنهاد آنها اولاً؛ قانوني نيست، ثانياً؛ عملي نيست و ثالثاً؛ بر فرض انجام رفراندوم، نتيجه آن براي مدعيان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شكننده تر خواهد بود. آنها با پيشنهاد رفراندوم بخش ديگري از سناريوي از پيش طراحي شده غرب را براي فتنه انگيزي به صحنه آورده اند و در دورترين افق ذهن خود نيز نه فقط انجام آن را قانوني و عملي نمي دانند، بلكه عدم تحقق آن بخش اصلي اين پروژه است چرا كه طراحان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها به وضوح مي دانند تحقق رفراندوم نتيجه اي كاملاً معكوس و متضاد با خواست آنها دارد. به بيان ديگر كاربرد اصلي اين سناريو داغ كردن تنور تنش است. آرزويي كه دار و دسته خاتمي به آن نخواهند رسيد و به يقين از بادي كه به دستور دشمنان مي كارند طوفاني سهمگين به پا خواهد شد كه طومارخط جديد نفاق را نيز مانند خط نفاق دهه 60 درهم مي پيچد.
حسين شريعتمداري

۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه



عبور از بحران با نقشه راه هاشمي رفسنجاني


عبدالرضا داوري: جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نمازجمعه 26 تير 88 فضاي فعلي كشور را "بحراني" توصيف كرده و با ارائه يك نقشه راه، به زعم خويش مسير برون رفت و عبور از اين بحران را ترسيم كرد.
در مورد نقشه راه ارائه شده از سوي رييس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام براي عبور از بحران مورد نظرشان بيان چند نكته ضروري به نظر مي رسد:
1- تعريف بحران:
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بحران كنوني كشور را "بحران اعتماد" دانسته و معتقد است: "اين انتخابات اگر مشكلاتي در آن پيش نمي‌آمد، ما در 30 سالگي انقلاب بهترين گام را در جهت تحقق جمهوري اسلامي برمي‌داشتيم… اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد، امروز قدري مخدوش شده است. ما اين اعتماد را برگردانيم و اين بايد هدف مقدس ما باشد."(1)
آقاي هاشمي رفسنجاني در ادامه اظهار داشت: "شما من را مي‌شناسيد و مي‌دانيد كه هيچ‌وقت از اين تريبون نخواستم جناحي استفاده كنم و هميشه فراجناحي حرف مي‌زنم، اكنون هم همين‌طور مي‌گويم و من، نظر به هيچ طرفي ندارم، اما نظرم اين است كه همه‌ ما بايد فكر كنيم و راهي پيدا كنيم كه متحد كشورمان را به پيش ببريم و از آثار بد و خطرناك كينه‌هايي كه بروز پيدا مي‌كند، نجات پيدا كنيم و هم دشمنان‌مان را مأيوس كنيم كه چشم طمع به ما نبندند."(2)
در رابطه با مسئله شناسي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني و اينكه وي مسئله اصلي كشور را "بحران اعتماد" دانسته و در عين حال نيز مدعي است كه موضع خود را "فراجناحي" و براي "مأيوس كردن و بستن چشم طمع دشمنان" تنظيم كرده است، به مقايسه موضع آقاي هاشمي رفسنجاني با موضع مجمع روحانيون مبارز و مواضع وزير امور خارجه انگليس و سخنگوي وزارت امور خارجه امريكا پرداخته تا دريابيم آقاي هاشمي رفسنجاني به ادعاي "فراجناحي" بودن و "مأيوس كردن دشمن" تا چه ميزان پايبند است:
1-1- مجمع روحانيون مبارز نيز مانند آقاي هاشمي رفسنجاني بحران كنوني كشور را "بحران اعتماد" مي داند. اين تشكل سياسي در تاريخ 8/4/88 با صدور اطلاعيه اي اعلام كرد: "انتخاباتی که می‌توانست در آغاز دهه چهارم پیروزی انقلاب نشان دهد که پایه‌های مردم‌سالاری سازگار با دین در آن مستحکم‌تر و استوارتر شده است... افسوس که این فرصت از دست رفت و امروز اعتماد عمومی که مهم‌ترین سرمایه کشور و انقلاب است، لطمه دیده است و انبوهی از مردمان که به‌حق حرف و انتقادی دارند، از آن‌چه اعلام شده، قانع نیستند."(3)
تصديق مي فرماييد كه موضع مجمع روحانيون مبارز به‌عنوان يك تشكل تابلودار جناحي از چنان تطابق دقيق شكلي و محتوايي با مواضع آقاي هاشمي رفسنجاني برخوردار است كه گويي جناب آقاي هاشمي به‌عنوان يكي از اعضاء مجمع روحانيون، خطبه هاي نمازجمعه تهران را ايراد مي كرد.
2-1- ديويد ميليبند، وزیر امور خارجه انگليس نيز پيش از آنكه جناب آقاي هاشمي رفسنجاني مسئله اصلي ايران را بحران اعتماد بداند، در تاريخ 4/4/88 اعلام كرده بود: "بين حكومت ايران و مردم آن «بحران اعتماد» وجود دارد و مردم ايران به دليل بحران ناشى از انتخابات كه نتايج آن اعلام شده است، در خيابان ها هستند."(4)
3-1- درست چند ساعت پس از آنكه آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران مسئله اصلي ايران را "بحران اعتماد" خواند، رابرت وود، سخنگوی وزارت امور خارجه امريكا، نيز در کنفرانس خبری روز جمعه 26 تير 88 در واشنگتن، موضوع مواجه بودن دولت ایران با "بحران اعتماد" را مطرح کرد. این مقام وزارت امور خارجه امريكا گفت که بسیاری از مردم در ایران از وضعیت جاری راضی نیستند و به دولت ایران پیشنهاد کرد که واقعیت ها را درک کند."(5)
4-1- آقاي هاشمي رفسنجاني پس از آنكه همسو با مجمع روحانيون مبارز و وزارت‌خارجه دولت‌هاي انگليس و امريكا، مسئله اصلي كشور را "بحران اعتماد" دانست، علت اين بحران را در تبليغات روزهاي آخر -و احتمالاً دوقطبي شديد ايجاد شده پس از مناظره دكتر احمدي‌نژاد و مهندس موسوي- ارزيابي كرده و معتقد است: "ما از اواخر دوران تبليغات دچار ترديد شديم. افرادي ترديد كردند، تبليغات نادرست و عمل نادرست صداوسيما باعث شد، بذر ترديد در دل مردم به وجود بيايد كه مثل خوره به جان ما افتاده است. ما ترديد را بدترين مصيبت مي‌دانيم."(6)
در اينجا متأسفانه بايد اذعان كرد كه آقاي هاشمي رفسنجاني بنا بر قاعده "تجاهل العارف" تلاش كرده اند تا صورت مسئله اصلي را پاك كرده و به جاي پرداختن به متن موضوع، در حواشي آن قدم زنند.
آقاي هاشمي رفسنجاني بهتر از هركس مي دانند كه قطبي شدن و پلاريزاسيون جامعه سياسي ايران، در ايام تبليغات انتخاباتي اخير شكل نگرفت. طوفاني كه در روزهاي پاياني تبليغات انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به‌پا خاست، ناشي از عملكرد كساني بود كه طي 4 سال اخير "باد" كاشتند و فضاي تخريب و سياه‌نمايي را بر رسانه هاي كشور غالب كردند.
واقعيت آن است كه برخلاف نظر جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، پلاريزاسيون و تضادهاي موجود در فضاي سياسي ايران از فرداي انتخابات رياست جمهوري 84 پايه گذاري شد. هنگامي كه در دوره زماني شهريور 84 تا بهمن 87، روزانه 73 مورد گزارش تخريبي و دروغ پردازي عليه دولت و 7 مورد توهين و فحش مستقيم به رييس دولت در مطبوعات كشور درج مي شود و در ادامه آن در ايام تبليغات انتخاباتي هر 5 دقيقه يك وبلاگ براي تخريب دولت نهم فعال مي شود، با اين هدف كه اذهان عموم نخبگان و دانشگاهيان نسبت به عملكرد دولت مشوش و مسئله‎دار شود، بديهي است كه بخشي از نخبگان كشور دولت نهم را به‌عنوان تشكيلاتي فاقد عقلانيت و موجودي بي مغز و تندرو بشناسند و با هراس از آينده خود به كمپين‌هاي انتخاباتي "نه احمدي‌نژاد" بپيوندند. (نكته جالب توجه آنكه فقط جناب آقاي هاشمي رفسنجاني از 4/4/84 لغايت 20/3/88 جمعاً 10296 جمله را عليه دولت نهم و دكتر احمدي‌نژاد به كار برده است.)
باد تخريب دولت نهم كه قريب به 4 سال در بستر رسانه هاي كشور كشت شد، طوفان فتنه را در انتخابات اخير بر پا كرد و ستادهاي تبليغاتي 3 نامزد هوادار آقاي هاشمي يعني آقايان موسوي، رضايي و كروبي در اين انتخابات فارغ‌البال تنها به خوشه چيني از ثمرات تخريب 4 ساله مشغول شدند. انبار باروتي كه جريان "نه احمدي‌نژاد" در 4 سال اخير فراهم آورده بود، با يك جرقه كه از سوي كانديداها زده شد، به نقطه اشتعال و انفجار رسيد و ابرهاي دودآلود تيره را بر افق انتخابات حاكم كرد. بنابراين، آنان كه امروز از تيره و تار شدن فضاي انتخابات گله‌گذاري كرده و از تأثير آن در "بحران اعتماد" مورد ادعايشان برآشفته اند، خوب است اندكي هم به كنش سياسي خود در 4 سال اخير رجوع كنند و دريابند كه در بسياري موارد خودكرده را تدبير نيست.2- نقشه راه براي عبور از بحران:
آقاي هاشمي رفسنجاني پس از آنكه تصوير بحران كنوني را بر اساس انگاره هاي ذهني خويش ترسيم كرد، يك نقشه راه 4 فازي ارائه داد كه بر اساس ادعاي وي مي تواند به‌عنوان مسير برون رفت از بحران تلقي شود. 4 فاز نقشه راه آقاي هاشمي رفسنجاني عبارتند از:
الف- پيشنهاد راه اندازي مناظره هاي تلويزيوني در خصوص سلامت انتخابات (احتمالاً با حضور نمايندگان كانديداها و شوراي نگهبان و وزارت كشور): "ما بايد فضايي به وجود آوريم كه همه‌ اطراف بتوانند آن‌جا حرف‌شان را بزنند. هر طرف منطقي، بدون دعوا و بدون مشاجره حرف بزنند. بحث‌ها منطقي باشد، برادرانه و خواهرانه بنشينند و حرف‌شان را بزنند و دلايل‌شان را هم بگويند. بالاخره مردم در اين بين خودشان مي‌فهمند."(7)
ب- پيشنهاد آزادي رهبران آشوب‌هاي خياباني: "لازم نيست در اين شرايط ما افرادي را به اين نامي كه الآن است، در زندان داشته باشيم. اجازه بدهيم اين‌ها بيايند و به خانواده‌هايشان برسند. نگذاريم به خاطر زنداني بودن يك عده، دشمنان ما، ما را سرزنش و شماتت كنند. براي ما بخندند و براي ما نقشه بكشند."(8)
ج- پيشنهاد همدردي با آسيب ديدگان حوادث اخير: "با آسيب‌ديدگان حوادثي كه اتفاق افتاده، همدردي و دلجويي شود، آن‌هايي كه عزادارند هم به آن‌ها تسليت بدهيم و دل آن‌ها را دوباره به نظام نزديك كنيم."(9)
د- آزادي رسانه‌ها: "رسانه‌هايمان اگر با معيارهاي قانوني اجازه گرفتند، محدودشان نكنيم."(10)
در مورد نقشه راه آقاي هاشمي رفسنجاني ذكر نكاتي لازم به نظر مي رسد:
1-2- آقاي هاشمي رفسنجاني در شرايطي خواستار برگزاري مناظره در خصوص سلامت انتخابات شده كه مدعي اصلي اين غائله يعني آقاي ميرحسين موسوي هيچ‌گاه از موضع ابطال انتخابات پايين نيامد و در هيچ‌يك از طرح‌هاي شوراي نگهبان براي اثبات سلامت انتخابات نيز مشاركت نكرد و تنها بدون ارائه مستندات قانوني، مدام بر طبل خدشه در سلامت انتخابات مي كوبد.
بر اين اساس و در حالي كه آقاي موسوي حتي براي جلسات تخصصي نظارتي نيز جز كلي گويي و اتهام زني بدون سند حرفي ارائه نمي دهد، چگونه مي توان از مناظره "اطراف انتخابات" آن هم در مقابل ميليون‌ها بيننده تلويزيوني سخن گفت؟ به راستي آقاي موسوي و مدعيان تقلب در انتخابات چه حرفي را قرار است، در مقابل دوربين‌هاي تلويزيوني بگويند و بشنوند كه آقاي هاشمي رفسنجاني چنين مناظره‌اي را گام نخست براي ترميم بحران اعتماد مورد نظرشان مي‌دانند؟ آيا قابل انتظار نيست كه جاري شدن ادعاهاي بي پايه و غيرمستند مدعيان تقلب در آنتن هاي تلويزيوني و پژواك فحاشي‌هاي مكرر عده اي كم طاقت در فضاي عمومي كشور يك‌بار ديگر زمينه تشويش اذهان عمومي را ايجاد كند؟ پس چگونه است كه آقاي هاشمي رفسنجاني فاز نخست پروژه اعتمادسازي خود را بر مناظره "اطراف انتخابات" متكي مي كند؟
2-2- هاشمي رفسنجاني در شرايطي خواستار آزادي بي قيد و شرط رهبران اغتشاشات اخير مي شود كه وزير اطلاعات بازداشت رهبران آشوب را گامي مهم در برقراري حاكميت قانون و آرامش در كشور ارزيابي كرده است.
در همين رابطه حجت‌الاسلام محسني اژه اي وزير اطلاعات با تقسیم بازداشت شدگان غائله اخير به 3 گروه، گفت: "کسانی که به نحوی در جریان اغتشاشات اخیر در زمینه تصمیم گیری نقش داشتند، بازداشت هستند تا تکلیف آنها مشخص شود. این افراد منجر به حضور مردم در خیابان ها شدند. گروه دیگر از عناصر ضد انقلاب بودند که از شرایط موجود سوء استفاده کرده‌اند، این افراد دستگیر شده و آزاد نخواهند شد."
اژه‌ای با اشاره به گروه سوم از بازداشت شدگان گفت: "عناصر اصلی این بخش دستگیر شده و بخشی از مردمی که تحت تأثیر جو ایجاد شده قرار گرفته و توسط پلیس دستگیر شده بودند، آزاد شدند و یا به زودی آزاد می شوند."(11)
بنا براين، توقع مي رود كه رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، نظر كارشناسي رييس دستگاه امنيتي كشور را در اين خصوص صائب دانسته و بداند كه فاز دوم نقشه راه مورد نظرشان كه شامل آزادي بي قيد و شرط آشوبگران است، نتيجه اي جز از بين بردن آرامش و امنيت كنوني را در پي نخواهد داشت.
البته در اينجا ذكر نكته اي از تاريخ در خصوص شيوه برخورد آقاي هاشمي رفسنجاني با منتقدان دولت سازندگي خالي از لطف نيست.
حدود 19 سال قبل يعني در 23 خرداد 69، 23 نفر از اعضاء نهضت آزادي و افراد موسوم به ملي مذهبي‌ها به دليل انتقاد از سياست‌هاي اقتصادي دولت آقاي هاشمي رفسنجاني و به دستور ايشان بازداشت شدند. در همين رابطه عزت الله سحابي يكي از بازداشت شدگان سال 69 مي گويد: "ما به آقاي هاشمي نامه اعتراضي نوشتيم. اعتراض ما به آقاي هاشمي اين بود كه اولاً اوضاع اقتصادي كشور بسيار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتي بسيار فاحش است. دوم اينكه وضع سياست خارجي ما به گونه اي است كه ما در انزواي كامل قرار گرفته ايم و همه دنيا با ما مخالف هستند. در رابطه با اين نامه، 23 نفر را بازداشت كردند كه يكي از آنها من بودم... بعد از دستگيري ها، در كميسيون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمايندگاني كه مرا مي شناختند، به آقاي هاشمي اعتراض كردند كه چرا عزت الله سحابي را گرفتي؟ آقاي هاشمي پاسخ داده بود: «رويش زياد شده بود، مي خواستيم رويش را كم كنيم.»"(12)
آري! ظاهراً آقاي هاشمي رفسنجاني كه امروز آزادي بي قيد و شرط رهبران آشوب‌هاي اخير را دنبال مي كند، فراموش كرده كه در كمتر از 20 سال قبل و تنها به خاطر "زياد شدن روي منتقدان دولتش" آنان را ماه‌ها به زندان مي افكند.
3-2- آسيب ديدگان وقايع اخير عمدتاً از 2 گروه هستند. يا آن دسته از نيروهاي انتظامي و بسيجياني هستند كه در هجمه آشوبگران به شهادت رسيده و يا مجروح شده اند. دسته ديگر كساني هستند كه با علم به قانون شكني با هر وسيله اي كه در اختيار داشتند، اعم از سلاح گرم و سرد و يا ميله و پاره آجر و آتش افروزي، امنيت شهروندان را به مخاطره انداختند و در مقابل با پاسخ كوبنده و قاطع مردم و نيروهاي انتظامي سركوب شدند.
ظاهراً منظور آقاي هاشمي رفسنجاني از همدردي با آسيب ديدگان حوادث اخير، همدردي با گروه دوم است. نگارنده بدون آنكه بيش از اين قضاوتي كند، تنها به بيان ديدگاه يك دهه قبل جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در خصوص غائله كوي دانشگاه تهران و در شرايطي كه اغتشاش‌گران كوي دانشگاه ايشان را نيز آماج توهين و هتاكي خود قرار مي دادند، مي پردازد. آقاي هاشمي در اين خصوص گفته بود: "توده هاي مردم و اين نيروهاي متعهد كه خيلي در جامعه فراوان هستند، تا يك حدي تحمل مي كنند. اگر زماني احساس كنند كه به اصولشان و بنيان انقلاب كه به جانشان بستگي دارد و اين همه براي آن شهيد دادند و سرمايه گذاري كردند، آسيب مي رسانند، به صورت ديگري برخورد مي كنند.شما نمونه اش را در حوادث كوي دانشگاه ديديد. مردم به طور خودجوش يك عكس العمل وسيع نشان دادند."(13)
4-2- آقاي هاشمي رفسنجاني در آخرين گام پيشنهادي در نقشه راه خود، خواستار مقابله با محدودسازي مطبوعات شد. البته اين پيشنهاد علي الاصول پيشنهاد درستي است و در تمامي دوران‌ها بايد مورد توجه مجريان قانون باشد. اما نكته اي كه در اين ميان نبايد فراموش شود آن است كه در وقايع اخير، معدودي از رسانه ها و مطبوعات به‌عنوان بازوي مطبوعاتي وزارت خارجه انگليس رفتار كردند. مانند آنچه كه در جريان تفتيش دفتر روزنامه كلمه سبز آشكار شد و پيوندهاي پنهاني اين جريان رسانه اي با بي‌بي‌سي فارسي و ايفاي نقش ويژه در هدايت اغتشاشگران اثبات شد. آيا جناب آقاي هاشمي رفسنجاني آزادي چنين رسانه هايي را نيز مطالبه مي‌كنند؟
پي‌نوشت‌ها:
(1) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(2) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(3) http://www.alarabiya.net/articles/2009/06/30/77474.html(4)http://www.radiofarda.com/content/f4_Britain_crisis_credibility_Iran/1762769.html(5) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090717_wkf-state-iran-wood.shtml(6) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(7) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(8) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(9) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(10) http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1371654&Lang=P(11) http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090629_nm_election_arrest.shtml(12)روزنامه فتح- چهارشنبه 2 بهمن 1378- شماره 49- صفحه 6(13)روزنامه ايران- 7 بهمن 1378

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

چیزهایی که درباره دولت نهم می گویند و چیزهایی که نمی گویند

می گویند احمدی نژاد از متخصصین استفاده نکرده .
اما نمی گویند پس این همه عمران و پیشرفت های فضایی ، هسته ای و پزشکی توسط چه کسانی صورت گرفته آیا یک عده آدم غیر
متخصص این کارها را کرده اند.
می گویند گشت ارشاد مشکل اصلی جوانان است.
اما نمی گویند اولا رئیس جمهور سیاستگذار و متولی اصلی گشت ارشاد نیست ثانیا عملکرد گشت ارشاد که مخاطب آن بعضی از افراد بی توجه جامعه است نه تنها دغدغه اصلی جوان فهیم این مرز و بوم نیست بلکه تنها دستاویزی برای تحریک جوانان بر علیه دولت نهم است که طبق معمول در ایام انتخابات می خواهند بنام جوان سالاری موج سواری کنند(که البته جوانان هوشیارند).
می گویند در کشور آزادی نیست اما نمی گویند اگر آزادی نیست پس چگونه بی مهابا به بیان دیدگاه می پردازند و خروارها دروغ بزرگ را با کمترین زحمت در جامعه پراکنده می کنند در کشوری که حتی جاسوسان و محکومان دادگاه هم در ستادهای انتخاباتی حرف اول را می زنند چگونه می توان مدعی نبود آزدی شد .
می گویند وضع اقتصادی کشور خیلی خراب است .
اما نمی گویند فقط ما با چالش اقتصادی روبرو هستیم یا تمامی دنیا حتی ابرقدرتها ، پس باید گفت همه رئیس جمهورهای دنیا کم کار و نالایقند و آیا این مشکلات اقتصادی به سیاست های دولت های قبلی و فضای عمومی جهان برمی گردد یا نه ، هرچند وضع اقصاد ما از رشد جهانی معقولی برخوردار است .
می گویند نبض بانک مرکزی در دست دولت است .
اما نمی گویند در دست دولت باشد بهتر است یا در احاطه دزدان و اختلاس گران که دستشان از وام های میلیاردی قطع شده.
می گویند احمدی نژاد در انتخاب مدیران شایسته سالاری را رعایت نکرده .
امام نمی گویند منظور از شایستگان همان هزار فامیل اند یا شایستگان گمنامی که عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نیستند .
می گویند احمدی نژاد در این 4 سال هیچ کاری نکرد .
اما نمی گویند که اگر او کاری نکرد پس چرا تمامی اعضای باند قدرت و ثروت کشور بر علیه او صف آرایی کرده اند یقینا او کارهایی کرده که منافع قدرتمندان را به خطر انداخته و آنان را در ردیف سایر مردم قرار داده و این برای کسانی که در مدار قدرت و مال اندوزی بوده اند سخت است (حق هم دارند خدایش خیلی سخته ! )
ضمنا نمی گویند که:طرح سهمیه بندی بنزین و صرفه جویی میلیاردی آن که منجر به عمران بیشتر شده ، کاری جسورانه و حکیمانه بوده یا نه ؟ آیا توزیع سهام عدالت در حمایت مستضعفین بوده یا ثروتمندان ؟ آیا یکسان سازی چک پول های بانکی و مدیریت صحیح آن برای جلوگیری از سودجویی های میلیاردی در بانک ها و قطع دزدان بانکی مورد پسند مردم هست یا خیر؟ مهار قیمت مسکن و سیر نزولی آن با مدیریت دولت خوب بوده یا خیر ؟ و آیا کاهش قیمت مسکن را ناشی از عملکرد دولت می دانند یا نه ؟ پرداخت مطالبات سی ساله معلمان در دولت نهم جای تحسین دارد یا نه ؟افزایش بی سابقه حقوق بیش از یک میلیون بازنشته کار بزرگی بوده ست یا خیر ؟ حذف محدودیت ها ،ممنوعیت ها و در نهایت هسته ای شدن کشور ایران اسلامی کار شجاعانه ای بوده یا خیر ؟ کسب موفقیت های فضایی در جهان کار ارزنده ای بوده یا نه ؟ پی ریزی طرح حذف کنکور و افزایش قابل توجه ظرفیت دانشگاه ها مورد ستایش دانش آموزان قرار گرفته یا نه ؟ کاهش سود بانکی به نفع مردم مستضعف بوده یا به نفع آقازاده های بانکدار ؟ تاسیس بانک قرض الحسنه و رفتن به سمت حذف ربا از بانک ها کاری اسلامی و خداپسندانه است یا ضد اسلامی ؟ تبدیل کارگزاران دولت به خدمتگزاران ، مورد رضایت اکثریت مردم بوده است یا خیر ؟ انتقال مدیریت از نسل اول انقلاب به نسل دوم کاری لازم و مفید بوده یا نه ؟ ترویج فرهنگ زندگی کوثری در مقابل زندگی تکاثری کاری مورد رضایت خداوند و حضرت امام زمان (عج) هست یا خیر ؟ حضور پرتلاش و بی وقفه در شهرستان های کشور کار خوبی است یا نشستن در تهران و تصمیم گیری پشت درهای بسته ؟

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه


بدون شرح












وزير اطلاعات در جمع مسئولان هيئت‌هاي رزمندگان اسلام :



برخی افراد در ستاد موسوی و کروبی بیش از 100 بار با سفارتخانه‌ها به ویژه انگلیس تماس داشتند
حجت‌الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای وزير اطلاعات، هفته‌ی گذشته سخنرانی مهمی پیرامون رخدادها و حواشی انتخابات در جمع مديران و مسئولان هيأت هاي رزمندگان اسلام ایراد کرد.
به گزارش رجانیوز، اژه‌ای در سخنان خود ضمن اشاره به جریان‌های سیاسی متعدد داخلی و خارجی که هدف حذف احمدی‌نژاد را دنبال می‌کردند، خبر داد: برخی افراد در ستاد موسوی و کروبی بیش از 100 بار با سفارتخانه‌ها به ویژه انگلیس تماس داشتند.
متن این سخنرانی مهم در ادامه آمده است:
يكي از تقاضاهايي كه در ذهن بوده و هست اين مي باشد كه مي گویيم هاديان اصلي كه نجات بخش هستند، ‌كشتيان نجاتي هستند كه در گردبادها و جايي كه فتنه است و جايي كه حق و باطل در هم مي آميزد و جايي كه تشخيص براي نخبگان سخت مي شود، اين كشتي نجات است كه مي تواند ما را نجات دهد و به ساحل امن برساند، هر كس در اين كشتي نشست، موفق مي شود و نجات پيدا مي كند و هر كسي كه فاصله گرفت و بر كشتي نوح سوار نشد هر كجا ولو قله انتخاب كند، ايمني ندارد و غرق مي شود، هر كس بر اينان پيشي بگيرد يا عقب بماند، جا مانده است، هر كس همراه شود، موفق است، هم به دليل لفظي، هم به دليل عقل و هم به دليل تجربه.
به طور وضوح دريافته ايم هر گاه ما حامي و مطيع ولي فقيه بوده ايم، هر جهتي كه ولي فقيه تعيين كرده حركت كنيم، هم خودمان هم كشورمان موفق بوده و هيچ يك از دسيسه‌ها و فتنه‌ها مؤثر و موفق نبوده است، هر جا كه حركت كند شده و تفسير كرده‌ايم، هم خودمان هم كشورمان ضرر كرده ايم و به اندازه اي كه ما كوتاه آمده ايم، آنان پيشرفت كرده‌اند، پس بايد پشتيبان ولايت فقيه باشيم تا كشورمان مصون بماند.
حدود يك سال پيش يا كمتر نگاه بيرون به كشور ما چگونه بود؟ براي اولين بار بعضي از مقامات غرب اعتراف و اذهان كردند جمهوري اسلامي ايران بزرگترين قدرت منطقه است.
براي اولين بار اذعان كردند چند قدرت جهاني در حال ظهور است كه ايران از جمله آنهاست براي اولين بار مقامات غرب ما با صراحت تمام تعبير به جمهوري اسلامي ايران مي كنند، در گذشته اين تعبير (جمهوري اسلامي) به كار نمي‌برند، براي اولين بار بعد از كشمكش‌هاي فراوان و تهديدهاي نظامي- محاصره اقتصادي- تهديد به انزوا كشاندن سياسي اعلام كردند ما حق مي دهيم به جمهوري اسلامي كه داراي فناوري هسته‌اي صلح آميز باشد، براي اولين بار امریکا پس از شكست‌هاي پي در پي از جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد راهي جز مذاكره با جمهوري اسلامي باقي نمانده و امریکا حاضر است بدون هيچ شرطي مذاكره كند، براي اولين بار، بسياري از مقامات دول غربي و امریکا اعلام كردند ما با جمهوري اسلامي با رعايت احترام متقابل و با حفظ منافع مشترك در حل مسائل منطقه اي حتي بعضي از مسائل جهان و بين المللي با ايران همكاري و مشكلات را رفع كنيم.
اين عزت، اقتدار و قدرت جمهوري اسلامي ايران بعد از 30 سال مبارزه با وحدت كلمه و اتكاء و پيروي از ولي فقيه به دست آمده است.
آِيا اين به معناي اين است كه حق را پذيرفته‌اند؟ اين به معناي آن است كه در مقابل قدرت و منطق جمهوري اسلامي ايران استيصال پيدا كرده اند. آيا بعد از استيصال دست از شيطنت براي براندازي برداشته‌اند، نه، بلكه به عكس، به لحاظ پيروزي جمهوري اسلامي در عرصه‌هاي مختلف و توانمندي ايران در زمينه‌هاي گوناگون، خشم و كينه آنان مضاعف شده است.
خشم اسرائيل و امریکا در اين دوره به گونه‌اي است كه در گذشته نبوده، چون كه مي دانند امروز نمي توانند ضربه بزنند.
نكته دوم؛ غرب اصولاً به اين نتيجه رسيد كه بعد از اقدامات مختلف در دوره هاي گوناگون از جمله دهه اخير و سال هاي اخير و شكست هايي كه در عراق، افغانستان و... خورده و متحمل شد، به هيچ وجه از طريق نظامي امكان موفقيت در ايران ندارد، محاصره اقتصادي هم كه جواب نداد، به اين نتيجه روشن رسيدند كه ما بايد از طريق نفوذ و تأثيرگذاري از طريق اقدامات نرم با جمهوري اسلامي ايران مقابله كنيم و از درون تهي كنيم و يك پوسته اي بيشتر باقي نماند، اگر اين گونه شد و استحاله شد و در جهت منافع ما قرار گرفت، به همين اسم باقي مي ماند اما اگر ديديم همان اسم هم براي ما مضر است، با يك اقدام كوچك اين اسم از بين مي‌رود.
در جاهايي كه ديدند، گلوگاه و مؤثر است، با افرادي كه مي توانستند به آنها نزديك شوند، به طرق مختلف نزديك شدند تا بتوانند اهداف خود را دنبال كنند، مسئله اي كه براي آنها قابل توجه بود، اين بود كه براي پيشبرد برنامه نرم خودشان در مقاطع انتخابات وارد شوند و خواستند از اين برهه بيشترين استفاده در راستاي پياده و به جلو بردن برنامه‌اشان استفاده كنند.
بحث اينكه چه كساني براي انتخابات نامزد شوند، چند دسته در داخل و خارج به شدت مخالف با حضور احمدي‌نژاد بودند و به خصوص مخالف سر سخت اينكه احمدي‌نژاد مجدداً رئيس‌جمهور شود، شايد از سر سخت‌ترين آنان رژيم صهيونيستي بود، با توجه به اينكه احساس مي كرد احمدي‌نژاد يكي از عوامل مؤثر فشار به صهيونيست‌ها است، مصمم شدند كه موفق نشود، حتي اگر لازم شد، ترور كنند، به همين منظور با گروه‌های مختلفي از جمله منافقين رايزني كردند، منافقين اظهار كردند حاضر هستيم، اما به اين شرط كه ما را از ليست گروه هاي تروريستي خارج كنيد، البته با عنوان ديگري نه عنوان منافقين، اقدامات سياسي و ديپلماتيك لازم صورت گرفت.
اپوزيسيون كشور هم در خارج از كشور به‌دنبال همين اهداف بودند كه احمدي‌نژاد رأي نياورد، در داخل كشور هم جريان هاي مختلف و افراد گوناگون بعضاً از اصولگرايان به دنبال اين بودند كه احمدي‌نژاد حضور پيدا نكند، به طور مشخص هاشمي از اولويت هاي درجه يك خود اين قرار داد كه احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور نشود، يك صف بسيار طويل و دراز مقابل احمدي‌نژاد تشكيل شد كه در اين صف با انگيزه هاي مختلف اما با يك صدا كه احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور نشود از جمله گروههاي منافقين، بهائيت، توده، نهضت آزادي، مجاهدين انقلاب، مشاركت و... حضور يافتند.
كروبي اولين نفري بود كه به صورت رسمي از جانب اصلاحات اعلام موضع كرد ولي از جانب اصلاحات بيشترين مخالفت با كروبي شد، شايد بدترين عبارات تحقير آميز و توهين آميز به كروبي نسبت داده شد.
از طرف مجمع روحانيون مبارز به شدت با كروبي مخالفت شد، به طوري كه اختلافات بروز و ظهور كرد، كروبي اعلام كرد كه نامزد هستم و شركت مي كنم و مواضع خود تا حدودي اعلام كرد، كروبي گفته بود كه از ولايت فقيه عدول نمي كنم، با اصل نظام هستم و از آرمان‌هاي امام(ره) تخطي نخواهم كرد و از قانون اساسي هم تخطي نخواهم كرد و اعلام نمود به هيچ عنوان از خارج كمك نمي گيرم و به خارج متوسل نمي‌شوم از گروه هاي تندرو استفاده نمي كنم و همكاري نخواهم داشت و با اين صحبت ها و گفته ها وارد شد.
خاتمي هم با اصرار هاشمي، اصلاحات و مشاركت و بعضي ديگر افراد وارد شد، البته اينكه اين دعوا زرگري بود يا نه و مسائل ديگر از جمله سؤالاتي بود كه مطرح مي شد، خاتمي را به‌عنوان كسي كه مي‌تواند براي احمدي‌نژاد رقيبي باشد، آوردند، كساني كه هيچ سنخيتي با تفكرات و روش‌هاي خاتمي نداشتند اما به دليل اينكه احساس كردند رقيبي در مقابل احمدي‌نژاد نيست، اطراف خاتمي جمع شدند، همان زمان كه خاتمي مطرح بود كه بيايد و هنوز اعلام نكرده بود، مطرح بود كه ميرحسين موسوي مي آيد، موسوي يك مقدار با تأخير آمد، يك سئوال پيش مي آيد كه آيا اين ساختگي و زد و بند است كه خاتمي موج فراهم كند و موسوي سوار اين موج شود؟
كساني كه پشت سر موسوي قرار گرفتند و اعلام موضع كردند، نمي دانستند كه موضع و اهداف موسوي چيست، به اين نتيجه رسيدند كه بايد پشت سر موسوي قرار گيرند، آيا اين فقط يك مسئله انتخاباتي بود و اينكه احمدي‌نژاد رأي نياورد؟ مي توانم بگويم كه اينطور نبوده و نيست، اين صف طويل و دراز اهدافي دنبال مي كرد كه جداي از اين بود يك وجه مشترك يا وجوه مشتركي بين آنها بود، اگرچه وجوه تمايزي هم داشتند.
جهتي كه هر 3 كانديدا دنبال مي كردند، اين بود كه مي گفتند مي خواهيم تغيير ايجاد كنيم، موسوي مدعي بود كه ما احساس مي كنيم كه به عقب برگشته ايم، گفتند اين دولت به قانون عمل نمي كند و شبيه دوره قاجار شده ايم، شوراها و سازمان مديريت منحل شده است (تعبيرات به ظاهر سبك و كوچك به كار مي برد) متوجه شديم كه مسئله فقط اين نيست بلكه عميق تر از اين است، جرياني كه پشت سر موسوي قرار گرفت و بعد بي محابا وارد صحنه شد و تمام امكانات خودش در ميدان به كار گرفت، به دنبال اين بود كه جرياني را كه در طول 8 سال قبل از اين دولت شروع شده بود، ادامه دهد، مي خواستند كه جمهوري اسلامي ايران از درون تهي كنند.
جريانات مختلفي كنار هم قرار گرفته كه خواستار مسائلي جداي از شكست احمدي‌نژاد و پيروزي موسوي بود. در هر صورت كساني كه پشت سر موسوي بودند، بعضي از آنان به طور صد در صد مسائلي غير از مسائل انتخابات را دنبال مي كردند.بعضي از افرادي كه در ستاد موسوي و كروبي بودند، در طول ماه‌هاي قبل از انتخابات، با سفارتخانه‌ها به‌ويژه انگليس، بيش از صد بار تماس داشتند.
بعضي از كساني كه عليه نظام اقداماتي انجام داده بودند يا خارج از كشور كار مي كردند، با چراغ سبزهايي كه نشان داده شد، برگشتند و در ستاد اين افراد فعاليت مي كردند.
عواملي كه سرويس‌ها داشتند، فعال كردند، فردي به‌نام "رضا.ر.ف" از جمله اين عوامل بودند و به‌عنوان فرد رسانه‌اي وارد شد و به نهاد رياست جمهوري نزديك و كارش را انجام مي داد و به تعبير خودش كارش هم گرفته بود.
اين مسائل است به دست همديگر دادند و فضايي به وجود آورد كه يك‌سري اتفاقات افتاد، كروبي در اين فضا از اصولي كه براي خودش تعيين كرده بود، عدول كرد، در اين مقطع، تذكرات گوناگوني داده شد كه مواظب و مراقب اعمال و رفتار خود باشند اما متأسفانه رعايت نشد و جرياناتي رخ داد كه ما را متضرر كرد.
برخي از طرفداران يا وانمود مي كردند يا قبول داشتند كه موسوي پيروز است، اما بعد از مناظره، نظرسنجي‌ها نشان داد كه رأي احمدي‌نژاد افزايش و رأي موسوي نزول كرده است، حتي بعضي از طرفداران و حاميان نزديك او باور كردند كه موسوي حداقل در مرحله اول رأي نمي آورد ولي سعي كردند كه خبرهاي منفي به موسوي نرسد، به خاطر اينكه در اين راه سست نشود و اين روند تا زمان انتخابات و اخذ رأي ادامه پيدا كرد.
آنچه كه تا قبل از انتخابات اتفاق افتاد، شايد براي افراد قابل توجيه باشد، اما بعد از انتخابات قابل قبول نيست، يكي از صحبت ها اين بود كه به قانون عمل نمي شود، آيا آنچه كه از روز شنبه اتفاق افتاد موافق قانون بود و قانون گريزي و قانون شكني نبود، بعضي از آنان چقدر بي ادبانه و با جسارت و پر رويي برخورد كردند و مسير خلاف دنبال كردند. آنان مخالف گفتمان انقلابي و اصول گرايي بودند.
حضور و مشاركت 85 در صدي بي‌سابقه و كم‌نظير است و در هر جايي بر نمي‌تابد، بعد از اين حضور حماسي بود كه حركات غير قابل قبول و به تعبيري فتنه راه اندازي شد، در فتنه تشخيص حق از باطل سخت است نمي توان دوست را از دشمن تشخيص داد، آنان بايد پاسخگوي اين اتفاقات باشند، كدام انتخابات داراي چنين آزادي و نشاط و شادماني بود، اين جمهوري اسلامي ايران بود كه چنين انتخاباتي برگزار كرد، اما خساراتي كه بار آوردند فقط به خيابان و ماديات محدود نشد، خسارتي كه به عزت و موقعيت جمهوري اسلامي و به چهره ديپلماتيك ايران وارد كردند، بيشتر از خسارت مادي و خياباني بود كه بايد پاسخگو باشند.

حافظه تاريخي مردم رو دست كم نگيريم!




آقاي هاشمي در دور دوم رياست جمهوريشون در انتخاباتي با ميزان مشاركت حدود 50 درصد، تونستند تقريبا 50 درصد آراء رو بدست بيارن. به عبارتي ايشون در اون انتخابات ركورد «كمترين ميزان مشاركت» و «كمترين درصد آراء» رو در طول عمر جمهوري اسلامي زدند...
خطبه هاي آقاي هاشمي در نماز جمعه امروز، از زواياي مختلف قابل بررسي و تحليله، اما نكته اي كه از ظهر تا حالا ذهنمو به خودش مشغول كرده، بر ميگرده به اون قسمت از سخنان ايشون كه با تكيه بر روايتي از مرحوم ابن طاووس، بر ضرورت توجه به راي و نظر مردم و اينكه حكومت بدون پشتوانه مردمي نميتونه دوام داشته باشه، تاكيد كردن.
ناخودآگاه ذهن فضول من برگشت به دوره اي كه آقاي هاشمي در دور دوم رياست جمهوريشون در انتخاباتي با ميزان مشاركت حدود 50 درصد، تونستند تقريبا 50 درصد آراء رو بدست بيارن. به عبارتي ايشون در اون انتخابات ركورد «كمترين ميزان مشاركت» و «كمترين درصد آراء» رو در طول عمر جمهوري اسلامي زدند.
حالا اينكه ايشون با چه منطق و استدلالي به اين نتيجه رسيدن كه در اين انتخابات كه هم از نظر ميزان مشاركت و هم از نظر درصد آراي رئيس جمهور منتخب، منحصر به فرد بوده، جمهوريت نظام به خطر افتاده، الله اعلم!
حافظه تاريخي مردم رو دست كم نگيريم

آقاي هاشمي! كجاي دنيا مشاركت 85 درصدي مردم را بي اعتمادي به نظام مي‌دانند


نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه گفت: كجاي دنيا، مشاركت 85 درصدي مردم و راي 24 ميليوني به رئيس جمهور را مي‌شود بي اعتمادي به نظام دانست.
حسن سبحاني‌نيا در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، گفت: مشاركت 85 درصدي مردم در انتخابات نشان داد كه مردم به حاكميت نظام قوياً معتقد هستند و مردم كشورمان علي‌رغم فضاسازي‌ها، به اصل انقلاب، حفظ انقلاب، حاكميت نظام و حفظ دستارودهاي انقلاب معتقدند.
سبحاني‌نيا تصريح كرد: تحولات بعد از انتخابات و به وجود آمدن برخي از مسائل توسط ساختارشكنان، اين ذهنيت را براي برخي به وجود آورد كه مردم نسبت به نظام بي اعتماد هستند.
نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه گفت: اين بي اعتمادي مردم نسبت به نظام نيست، بلكه عدم تمكين عده‌اي از آقايان به قانون اساسي و چهارچوب قانوني كشور است.
وي با اشاره به آنكه نگاه اين چنيني را در اين مقطع نمي‌پذيرم، افزود: تاكيد هاشمي بر قانون‌گرايي نكته درستي بود، منتها نبايد فراموش كرد كه بايد با كساني كه عليه نظام اقداماتي انجام داده‌اند برخورد قانوني شود و از طريق قانوني مجازات شوند.
سبحاني‌نيا اظهار داشت: هاشمي بايد اين را قبول داشته باشد كه اگر كسي در چارچوب همين قانون ساختارشكني كرد و مشكلاتي را براي جامعه به وجود آورد و باعث قتل عده‌اي شد، بايد پاسخگو باشد و مجازات قانوني شود.
نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه ادامه داد: انتظار مي‌رفت در اين مقطع از انقلاب هاشمي نقش و رسالت بيشتري براي حفظ آرامش و امنيت در جامعه ايفا كند.
وي در پايان گفت: اميدواريم سخنان ايشان تاثير لازم را بر كساني كه در نماز جمعه ديروز برخي تحركات را به وجود آوردند داشته باشد و اين صحبت‌ها زمينه لازم در جهت گرايش به قانون براي عده‌اي در جامعه را فراهم كند.

۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

ناگفته‌هاي كوثري از ديدار كميسيون امنيت ملي با نامزدها و شخصيت‌ها


رفسنجاني مي‌خواست براي ابطال انتخابات بيانيه بدهد
نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس حدود 2 هفته پس از ديدارهاي هيئت رئيسه اين كميسيون با نامزدهاي ناكام انتخابات دهم، در جمع مسئولين هيئت‌هاي رزمندگان اسلام سراسر كشور به بيان ناگفته‌هايي از مذاكرات انجام شده در اين ديدارها پرداخت.
كوثري ابتدا گزارشي از روند و علت انجام اين ديدارها داد و در خصوص اتفاقات اخير پس از انتخابات رياست جمهوري با فتنه ناميدن آن، اظهار داشت: در اينگونه مسائل لازم است تا بهترين تدابير انديشيده شود چرا كه اينها يك فتنه بود و فتنه بسيار پيچيده‌تر از يك بحران است.
وي با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در نمازجمعه تهران، گفت: پس از صحبت‌هاي ايشان ديديم كه قضايا هنوز ادامه دارد و روز شنبه كساني به خيابان‌ها آمدند كه هدف اصلي آنها درگيري و اغتشاش بود، آنهم در روز 30 خرداد كه براي منافقين نيز يك روز به‌خصوص است.
نايب‌ رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس خاطرنشان كرد: اين كميسيون بر اساس وظايف خود وارد بحث شد و يك كميته 9 نفره متشكل از 6 نفر از هيئت رئيسه و 3 مسئول كميته‌هاي امنيت، دفاع و سياست خارجي تشكيل داد تا با كانديداها و افراد تاثيرگذار ديدار كنند.
به گزارش فارس، كوثري ادامه داد: اولين ديدار ما با محسن رضايي يكي از كانديداهاي انتخابات بود كه در اين ديدار مطالب را بي‌پرده با وي مطرح كرديم و وي هم گفت كه در چارچوب قانون موضوع را پيگيري خواهم كرد. پس از مراجعه آقاي رضايي به شوراي نگهبان، وي در خصوص عدم تخلف در انتخابات قانع شد.
كوثري ادامه داد: هرچند بيانيه آقاي رضايي آن‌طور كه ما مي‌خواستيم نبود، ولي وي نظر خود را بيان كرد.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، ديدار دوم اين كميته را با ميرحسين موسوي عنوان كرد و افزود: در ابتداي اين ديدار، آقاي بروجردي به عنوان رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس توضيحاتي به آقاي موسوي دادند و گفتند شما در انتخابات دم از قانون‌گرايي مي‌زديد و مي‌گفتيد كه دولت قانون گريز است اما امروز چه شده است كه برخلاف قانون عمل مي‌كنيد؟
كوثري گفت: آقاي موسوي ابتدا در برابر اين توضيحات سكوت كرد و سپس گفت‌ دولت از بيت‌المال در انتخابات سوء استفاده كرده و وزارت كشور نيز مرتكب تخلفاتي شده است و تعدادي از اعضاي شوراي نگهبان نيز از احمدي‌نژاد طرفداري كردند.
نميانده مردم تهران در مجلس با اشاره به اعترافات يكي از اعضاي حزب كارگزاران، خاطرنشان كرد: اين شخص در اعترافات خود گفته است كار ما اين بود كه به جاي نظرسنجي اقدام به نظرسازي كنيم و اينگونه به آقاي موسوي تلقين كنيم كه او قطعاً پيروز انتخابات خواهد بود.
وي ادامه داد: بنده در فرمانداري نماينده آقاي موسوي را ديدم كه هر آنچه را كه به نظرش مي‌رسيد، مطرح مي‌كرد و به آن رسيدگي مي‌شد و وقتي اين موضوعات را به آقاي موسوي گوشزد كرديم، با كمال تأسف ايشان گفتند اگر همه هم قبول كنند من يكي هم قبول نخواهم كرد.
كوثري به ديدار اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با هاشمي رفسنجاني اشاره كرد و افزود: آقاي هاشمي در ابتداي اين ديدار پس از اظهار لطف به مقام معظم رهبري، گفتند كه من قصد داشتم بيانيه‌اي در اين خصوص صادر كنم اما كسي نيستم كه زير فشار اقدام به صدور بيانيه كنم. منظور ايشان از اعمال فشار، دستگيري دخترشان در اغتشاشات بود.
وي خاطرنشان كرد: گويا دختر آقاي هاشمي به ايشان گفته بود كه من براي خوردن ساندويچ به آن خيابان رفته بودم اما من را دستگير كردند.


نماينده مردم تهران در مجلس گفت: نهايتاً از آقاي هاشمي خواستيم تا بيانيه‌اي صادر كنند و ايشان نيز اين را قبول كردند اما پس از تهيه اين بيانيه ديديم كه همان حرف‌هاي آقاي موسوي يعني ابطال انتخابات را در بيانيه آورده بودند كه مقام معظم رهبري به صراحت در نماز جمعه با ابطال انتخابات مخالفت كردند و به اين ترتيب، بيانيه آقاي هاشمي صادر نشد.
كوثري افزود: من به آقاي هاشمي گفتم بياييد اختلافات را كنار بگذاريد كه آقاي هاشمي با عصبانيت گفت هيچ اختلافي وجود ندارد و من به ايشان در مورد اختلافش با مقام معظم رهبري صحبت كردم و گفتم ايشان رهبر انقلاب هستند و بيانات‌اشان بايد فصل‌الخطاب باشد و آقاي هاشمي گفتند من با اين موضوع مشكلي ندارم.
وي خاطرنشان كرد: آقاي هاشمي اختلاف خود با احمدي‌نژاد را تأييد كرد و افزود: من از اول با ايشان مشكل داشتم اما اگر رفتارش را كنار بگذارد، من اين موضوع را پيگيري نخواهم كرد.
نايب‌ رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با اشاره به ديدار اين كميته با مهدي كروبي نيز خاطرنشان كرد:‌ در اين ديدار معلوم شد كه آقاي كروبي در جريان بسياري از مسائل نيستند و به ايشان گفتيم حتي اطرافيانتان مثل آقاي كرباسچي به شما اعتقادي ندارند و وقتي به آقاي كروبي گفتيم كه ميرحسين موسوي در برخي از شهرها نفر اول شده است، اصلاً خبر نداشتند و از اين موضوع ابراز تعجب كردند.
كوثري با بيان اينكه آقاي كروبي در اين ديدار همان حرف‌هاي آقاي موسوي را زد، گفت: به آقاي كروبي عرض كرديم شما چرا نماينده به شوراي نگهبان معرفي نكرديد و ايشان نيز جواب داد من آقاي كرباسچي را به عنوان نماينده خود انتخاب كردم اما آقاي موسوي نگذاشت او به شوراي نگهبان برود.
وي سازمان مجاهدين انقلاب و در رأس آنها بهزاد نبوي را به عنوان يكي از گروه‌هاي پشت سر حوادث اخير عنوان كرد و افزود: اين افراد با تشكيل كميته ايكس حوادث كشور را اداره مي‌كردند و در خانه‌اي در منطقه قيطريه تهران با استفاده از هنرپيشه‌ها و افراد شاخص استوديويي درست كردند كه در اين استوديو عليه نظام و انتخابات مصاحبه مي‌كردند و مستقيم بر روي شبكه بي‌بي‌سي فارسي پخش مي‌شد.
نماينده مردم تهران در مجلس گروهك نهضت آزادي را واسطه اين افراد با امريكا عنوان و تصريح كرد: اين گروهك از يك سال قبل با آمريكايي‌ها بر سر ايجاد شبهه انتخابات به توافق رسيده بودند.
كوثري با اشاره به ديدار اعضاي اين كميته با مراجع و علما در قم و نيز ديدار با سيد محمد خاتمي گفت: من در ديدار با آقاي خاتمي نبودم اما گويا ايشان با آمدن مردم به خيابان‌ها موافق نبودند اما صحبت‌هايي در مورد انتخابات داشتند.
وي ادامه داد: در مجلس شوراي اسلامي نيز يك نامه با 100 امضا از سوي نمايندگان جمع شد كه در آن خواستار محاكمه مسببان اغتشاشات اخير بخصوص آقاي موسوي بودند كه اين امر به قوه قضائيه واگذار شد.
نايب‌ رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس قتل ندا آقا سلطان را يك موضوع ساختگي و حساب شده عنوان كرد و افزود: برخي افراد در اين رابطه دستگير شدند و حتي در عرض 20 ساعت پس از كشته شدن او كه مي‌بايست جسد در پزشكي قانوني باقي مي‌ماند، خاك شد و مادر ايشان گفت من از هيچ كس شكايتي ندارم.
كوثري اينگونه اقدامات را در راستاي ايجاد انقلاب‌هاي رنگين در كشورهاي مختلف دانست و خاطرنشان كرد: دشمن با اين كارها قصد دارد تا احساسات مردم را جريحه‌دار كند.
وي اظهار داشت: انقلاب اسلامي ايران در طول سال‌ها با اتفاقات مهمي مانند مسئله منتظري و موضوع سيد مهدي هاشمي مواجه بود اما حوادث اخير با توجه به گستردگي و شرايط ويژه آن يك حادثه خطرناك است كه هوشياري بيشتري را مي‌طلبد.

هاشمی به اسم وحدت، آتش‌بیار معرکه/ بلوغ سیاسی حزب‌الله مانع ژست فراجناحی هاشمی شد


هاشمی رفسنجانی که پس از 8 هفته امروز به نمازجمعه‌ی تهران آمد، با اظهارات غیرمسئولانه‌ی خود عملاً آتش‌بیار فتنه‌های خاموش شده‌ی پس از انتخابات شد.
به گزارش رجانیوز، درایت و بلوغ سیاسی حزب‌الله در عدم تأیید اظهارات دوپهلوی هاشمی، مانع از ژست فراجناحی وی شد.
با قرار گرفتن هاشمی در پشت تریبون نمازجمعه برخی افراد، شعارهای تحریک‌آمیزی را اظهار کردند که جمع زیاد دیگری از امت حزب‌الله که امروز به‌منظور خنثی کردن این حرکات تفرقه‌افکنانه در نمازجمعه حضور یافته بودند، با فریاد کردن شعارهایی مانند "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" و "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، مانع از ادامه‌ی فرصت‌طلبی و سوءاستفاده از مکان مقدس نمازجمعه شدند.
همچنین علی‌رغم ادعاهای خنده‌دار برخی سایت‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی مبنی بر حضور 1،5 تا 2،5 میلیون نفر در نماز، جمعیت شرکت‌کننده حداکثر در حد نمازهای جمعه ماه مبارک رمضان بود و حامیان موسوی نیز به دلیل تعداد غیرقابل توجه خود نتوانستند دست به راهپیمایی گسترده بزنند.
رفسنجانی در ابتدای اظهاراتش با اشاره به اینکه مباحث خود را در 3 بخش بیان می‌کند، خطبه‌ی اول خود را به مسئله‌ی بعثت اختصاص داد و این خطبه با حاشیه‌های کمی خاتمه یافت.
وی در ابتدای خطبه‌ی دوم، به آنچه غائله چین و کشتار تعدادی از مسلمانان اشاره کرد که این بخش از اظهارات وی با شعار "مرگ بر دیکتاتور" تعدادی از هواداران موسوی مواجه شد. هاشمی از این افراد خواست که شعار ندهند که این درخواست وی با سوت و کف آن‌ها مواجه شد.
هاشمی سپس درخصوص میزان اهمیت حضور مردم، به بیان سوابق خود پرداخت و گفت که از روز اول نهضت و حتی پیش از آن تا امروز، لحظه به لحظه با انقلاب همراه بوده و پس از انقلاب نیز به‌صورت روزانه با ایشان در ارتباط بوده است.
وی این همراهی را دلیل بر آگاهی خود از نظرات امام(ره) عنوان کرد و افزود: ما می‌دانستیم امام(ره) چه می‌خواستند و اساس تفکر امام چه بود؟
رفسنجانی که در اظهارات خود چندین بار از اعتماد مخدوش‌شده‌ی مردم سخن گفته بود، تأکید کرد بنا بر روایات و نظر امام(ره) آنجایی که مردم و رأی آن‌ها نباشد، آن حکومت اسلامی نیست.
وی درخصوص مشکلات رخداده در انتخابات اخیر ادعا کرد: در اواخر دوره‌ی انتخابات در اثر تبلیغات نادرست یا اقدام نادرست صداوسیما بذر تردید در دل مردم پدید آمد.
این قسمت از اظهارات که هاشمی با تأیید و الله اکبر حامیان موسوی همراه شد اما هاشمی با تکرار درخواست خود از این افراد گفت من خودم دارم بهتر از شما می‌گویم.
هاشمی سپس افزود: تردید مثل خوره جان ما افتاد و برای رفع تردید باید کاری کنیم. بعد از اعلام نتایج شرایط تلخ شد و هیچ‌کس دلش نمی‌خواست اینطور شود.
وی با اظهار اینکه بنده هیچ وقت از این تریبون نخواستم جناحی حرف بزنم و فراجناحی هستم، اضافه کرد: مسئله مهم این است که آن اعتمادی که مردم را که با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز قدری مخدوش شده، برگردانید.
رفسنجانی خاطرنشان کرد: چند پیشنهاد دارم که با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت که به فکرشان اعتماد دارم، به‌عنوان راه‌حل مطرح می‌کنم شاید دیگران بپذیرند و عمل کنند.
وی در پیشنهاد اول خود همه اعم از نظام، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی، نظامی و مردم یعنی به‌اصطلاح معترضان را را به حل مسائل در چارچوب قانون فراخواند و گفت قانون اگر اشکال دارد، باید اصلاح شود، البته بازگرداندن اعتماد، یک روز و یک شب نمی‌شود.
هاشمی در توضیح پیشنهاد دوم خود، عملاً به ادامه یافتن مباحث حاشیه‌ای و غیرمستند انتخابات اشاره کرد و گفت: باید فضایی به‌وجود بیاوریم که همه‌ی اطراف بتوانند بیایند به‌ویژه در صداوسیما که مستمعین زیادی دارد، هرکس دلیلش را بگوید، آخرش هم می‌شود، از مردم پرسید.
وی ادامه داد: از فرصت 5 روزه‌ای که رهبر انقلاب به شورای نگهبان دادند، استفاده خوبی نشد، نمی‌خواهم بگویم، تقصیر چه کسی بود؟
این بخش از اظهارات وی بار دیگر با تکبیر افراد حامی موسوی همراه شد.
رفسنجانی در بخش پایانی خطبه‌ی دوم نمازجمعه بر آزاد کردن زندانیان بازداشت‌شده در جریان آشوب‌های اخیر و دلجویی از خانواده آسیب‌دیدگان تأکید کرد.
وی همچنین گفت این خطبه‌ی نمازجمعه باید شروع تحولی در آینده باشد و از این مشکلی که متأسفانه الآن بحران شده، عبور کنیم.
گفتنی است همسر و 2 دختر هاشمی نیز در نمازجمعه قسمت خواهران حضور یافته بودند. همسر هاشمی که رو به جمعیت نشسته بود و هنگامی که بخش عمده‌ای از نمازگزاران شعارهای انقلابی سرمی‌دادند، وی رفتارهای تحقیرآمیزی از خود بروز می‌داد.
تعداد قابل توجهی از مردم نماز را به امامت هاشمی نخواندند.

پيام آيت‌الله مكارم شيرازي به نمازگزاران تهراني


آيت‌الله مكارم شيرازي در پيامي بر هوشياري شركت‌كنندگان در نماز جمعه تهران در برابر توطئه‌هاي دشمنان تاكيد كرد.
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» متن اين پيام به شرح زير است:
از جوار حضرت ثامن الحجج ،علي بن موسي الرضا عليه آلاف تحيه و الثنا، اين پيام را خدمت تمام برادران و خواهراني كه امروز در نماز جمعه تهران شركت مي‌كنند، مي‌فرستم.
عزيزان! همه مي‌دانيم كه اين نماز جمعه از اهميت خاصي برخوردار است و دشمنان در خارج و منافقان در داخل دل به آن بسته‌اند، لذا هوشياري بيشتري را مي‌طلبد.
همه بايد عملا ثابت كنيم كه به امنيت و آرامش و آبادي كشورمان و اقتدار نظام جمهوري اسلاميمان عشق مي‌ورزيم و به بيگانگان اجازه نمي‌دهيم سرنوشت ما را به دست بگيرند.
آداب اسلامي و تربيت و ادب ايراني به ما اجازه نمي دهد كه نماز وحدت‌آفرين جمعه را با شعارهاي تفرقه افكنانه آلوده سازيم و به يقيين، دشمنان را ناكام مي‌كنيم و راضي نمي‌شويم كه اختلاف سليقه‌ها را به دشمني تبديل كنند و عظمت و استقلال كشور ما را هدف قرار دهند.
از صميم قلب به همه شما عزيزان دعا مي‌كنم. يقيين دارم امام جمعه محترم با درايتي كه دارند نيز تذكرات وحدت‌آفرين را خواهند داد.

باراک حسین اوباما، رئیس جمهور آمریکا مجددا به دین پدران خود اسلام باز گشت.





باراک حسین اوباما، رئیس جمهور آمریکا مجددا به دین پدران خود اسلام باز گشت.
به گزارش خبرنگار امور بین الدول ما که هویت او هنوز مشخص نشده است باراک حسین اوباما رئیس جمهور آمریکا مجددا به دین پدران خود اسلام باز گشت.
خبرنگار یاد شده ما گزارش می دهد اوباما این تصمیم مهم را بعد از بیانه شماره 8+1 میر حسین موسوی کاندیدای خیلی خیلی با اخلاق و قانون مدار ریاست جمهوری دهم به شورای نگهبان٬ گرفته است که کاندیدای یاد شده در بیانیه مذکور ایراد فرموده اند: باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
همسایه های کاخ سفید در گفتگو با خبر نگار ما از منقلب شدن اوباما بعد از این بیانیه گفته و ابراز داشته اند: درست بعد از صدور بیانیه مهم کاندیدای مردم دوست ایران صدای ناله های باراک که نشان از انقلاب درونی وی دارد تا فرسخ ها فاصله از کاخ سفید به گوش می رسد وآسایش رااز مجاوران کاخ محقرانه سفید سلب کرده است.
بعد از شنیدن خبر فوق خبر نگار ما برای دست یابی به واقعیاتی بیشتر از ماجرا توسط عوامل نفوذی که قبلا درطاقچه های طبقه دوم و سوم کاخ سفید تعبیه شده بود وارد کاخ شده و حتی توانسته مصاحبه ای اختلاسی هر چند مختصر با خود باراک اوباما داشته باشد که در ذیل می آید.
اوباما در گفتگوی چند دقیقه ای با خبرنگار ما ضمن تایید شایعات موجود بازگشت مجددش به اسلام را مدیون موسوی دانسته و تاکید کرده است: به قول اخراجی های ده نمکی ای ول ای ول موسوی را ای ول.
خبرنگار ما گزارش می دهد با اینکه گریه های بی امان اوباما مانع از مصاحبه وی می شد ولی با صدای لرزان که گاها "چیز"هایی از ان شنیده نمی شد بیان داشت : بعد از اینکه موسوی همه را به اسلام ناب دعوت کرد با خودم گفتم چرا من به اسلام ناب مورد نظر موسوی بر نگردم؟!
وی ضمن قدردانی از آیت الله کدیور که از عرفای معروف لندن و حامیان موسوی است آثار وی را در تصمیم نهاییش موثر دانسته است.
اوباما ضمن اشاره به سلوک معنوی عبدالکریم دباغ (سروش) دیگر اصلاح طلب لندن نشین بر زمینی دانستن قران و معصوم نبودن انبیا ! از دیدگاه وی را بهترین راه تکامل بشریت برای نجات از انحرافات شیطانی اعلام نموده است.
اوباما با اعلام تغییرات بنیادی در آمریکا اضافه کرده است: تصمیم دارم از این پس اسم خودم را به "چیز حسین اوباما" و اسم کاخ سفید را به "کاخ سبز" تغییر دهم .
وی همچنین آتش زدن اموال مردم٬ قتل شهروندان٬ قانون شکنی ٬ عدم تمکین به رای مردم را از فواید اسلام مورد نظر موسوی دانسته و گفته است: من به این اسلام یاد شده به همراه میشل و بقیه بچه های محل افتخار می کنم.
خبرنگار ما بعد از مصاحبه با باراک مصاحبه مفصلی با میشل بانوی کاخ سبز ـ همان سفید سابق ـ انجام داده است که با توجه به اینکه دانستن را عمیقا حق مردم می دانیم از انتشار آن خود داری می کنیم.
شنیده های سایر خبرنگاران ما حکایت از آن دارد که مجمع ر٬ م با ارسال پیام تبریک به اوباما اعلام همکاری خود را در این زمینه ابراز داشته اند.
گفتنی است گمانه زنی ها برای ترکیب جدید کاخ سبز توسط مجمع یاد شده آغاز شده و با توجه به ترکیب مذهبی که کاخ یاد شده خواهد داشت از محمد علی ابطحی به عنوان امام جماعت کاخ سبز اسم برده می شود.
همچنین قرار است م٬خ روزنامه تازه تاسیس" Hello " را که از کاخ سبز منتشر خواهد شد مدیریت نماید.
لازم به توضیح است خبر نگار ان ما در تلاش هستند تا از اتفاقات جدید در این رابطه مطلع شده و مخاطبان عزیز را در خماری عدم اطلاع از آن قرار دهند.

شكست خوردگان انتخابات دهم به دنبال حاكميت اقليت بر اكثريت هستند

قرباني در گفت‌وگو با «شبكه خبر دانشجو»:


قرباني با اشاره به اينكه زير سوال بردگان مشروعيت دولت، دنبال حاكميت اقليت بر اكثريت هستند، گفت: نامشروع نشان دادن دولت، تمكين نكردن به راي ملت است.
موسي قرباني در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با بيان اين مطلب كه مشروعيت دولت دهم از هميشه مستحكم‌تر است،‌ اظهار داشت: همراهي با اصول، مباني نظامي و حركت در چارچوب قانون اساسي و هماهنگي با ارزش‌ها يكي از اركان مشروعيت به شمار مي‌آيد كه دولت دهم از آن برخوردار است.
وي به مشاركت 85 درصدي مردم در پاي صندوق‌هاي راي در انتخابات دهم رياست جمهوري اشاره و عنوان كرد: حضور حداكثري مردم نه تنها در عرصه داخلي بلكه عرصه‌هاي بين‌المللي نيز مشروعيت دولت منتخب را بيش از گذشته كرده است.
عضو كميسيون قضايي مجلس به راي بالاي 50 درصدي دكتر احمدي نژاد اشاره و با تاكيد بر اينكه در مشروعيت دولت و رئيس جمهور ترديدي وجود ندارد، خاطرنشان كرد: قصد عده‌اي از زير سوال بردن مشروعيت دولت، حاكميت اقليت بر اكثريت است.
قرباني با بيان اين مطلب كه شكست خوردگان در انتخابات رياست جمهوري دهم با اقداماتي كه انجام دادند و با دامن زدن به اغتشاشات، آينده سياسي خود را خراب كردند، گفت: اگر اين افراد پس از مشخص شدن نتيجه انتخابات به منتخب ملت تبريك گفته و منطقي رفتار و عمل مي‌كردند شايد براي ادوار گذشته نزد ملت جايگاهي دادشتند كه متاسفانه خلاف اين عمل كردند و اين مساله منجر به انزواي هرچه بيشتر آنان خواهد شد.
از :

احمدی نژاد در مشهد:حرکت غیر قانونی دیکتاتوری است

رئیس جمهور با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه همه باید در برابر قانون سر تعظیم فرود بیاورند و نباید خود را بالاتر از مردم و مالک کشور بدانند ، گفت: دیکتاتوری آن است که از قانون تمکین نکنیم و خود را خارج از قانون بشناسانیم.
به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به استان خراسان رضوی ، دکتر محمود احمدی نژاد که عصر امروز به شکرانه چهار سال خدمتگزاری به ملت شریف ایران و تشکیل آخرین جلسه هیئت دولت به همراه وزرای کابینه دولت نهم به مشهد مقدس سفر کرده است ، با بیان این مطلب اظهار داشت: اینکه هر کسی خود را خارج از قانون بخواهد بگنجاند و بشناساند، دیکتاتور اوست و ملت ایران نشان داده که با دیکتاتور چه خواهد کرد.
رئیس جمهور افزود: امروز ایران اسلامی به دنبال عدالت، پیشرفت همه جانبه ، مهرورزی، برادری و خدمت است و مسئولین امروز خود را موظف به خدمت به 70 میلیون انسان می دانند.
وی گفت: دشمن بداند، دولت به فضل الهی و با توان بیشتر و انگیزه بالا در مسیر خدمت به مردم و آبادانی کشور حرکت خواهد کرد و از هیچ قدرتی نخواهد ترسید.
احمدی نژاد همچنین با اشاره به هیاهویی که برخی کشورهای غربی در خصوص انتخابات ایران به پا کرده اند، تصریح کرد: سر و صداهایی که در عالم به پا شده است نشانه عظمت حرکت ملت ایران، آثار گسترده آن در مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جهان است.
رئیس جمهور با بیان اینکه ما امروز دو ماموریت بزرگ برعهده داریم که ساختن و پیشرفت همه جانبه ایران است، تاکید کرد: باید دست به دست هم دهیم تا همه ایران را آباد کنیم.
وی گفت: امروز باید تلاش کنیم تا در بخش صنعت، کشاورزی، تربیت و علم به پیشرفتهای چشمگیری دست پیدا کنیم تا بر اساس آن جامعه نمونه را برپا سازیم.
احمدی نژاد در ادامه سخنانش دومین برنامه را اصلاح وضع جهان خواند و اظهار داشت: ما باید در تغییر مناسبات حاکم بر جهان دخیل باشیم و بر پایه عدالت و تعاملات با جهان بتوانیم در دنیای امروز تاثیرگذار باشیم لذا این امر به معنای ساختن ایران و جهان است.
رئیس جمهور همچنین گفت: ساختن ایران و جهان لازم و ملزوم یکدیگرند، هیچ گاه ساختن ایران بدون حضور موثر و مقتدرانه در مناسبات جهانی ممکن نیست و از دیگر سو حضور مقتدرانه در جهان، بدون ساختن ایران میسر نیست.
وی افزود: بعضی ها تصور می کنند که می شود دور ایران را دیوار کشید و سپس آن را آباد کرد. چنین آرزویی هیچ گاه محقق نخواهد شد آن هم به دو دلیل ساده و روشن، اول اینکه اگر ما با دیگران کار نداشته باشیم نمی توانیم از سیطره تصمیم گیری های غربیها خارج شویم، پس ما باید در زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با جهان تعامل داشته باشیم و اگر بنا باشد قوانین و مقررات را آنها بنویسند ما همواره باید تحت سیطره آنها زندگی کنیم. مقررات اقتصادی که برای جهان وضع کرده اند یک طرفه و بر علیه سایر ملتهاست و ما نمی توانیم رابطه خود را قطع کنیم.
احمدی نژاد ادامه داد: اگر قوانین را آنها بنویسند هر گاه از ملتی خوششان نیامد بلافاصله از طریق ساز و کارهای سیاسی آن ملت را تحریم و هزینه های آن کشور را بالا می برند.
وی همچنین گفت: اگر می خواهیم مستقل زندگی کنیم باید در تعاملات جهان دخیل باشیم. اگر ما دخالت نکنیم همه قوانین عالم علیه ما خواهد بود و اجازه نمی دهند ما ایران را بسازیم دلیل هم این است که آنها در برخورد با دولتهای دیگر جز تسلیم کامل چیز دیگری را نمی پذیرند. آنها به دنبال تسلط بر ملتها هستند، آنها می آیند تا خودشان را به سرزمین های دیگر کشورها برسانند.
رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به موضوع هسته ای ایران، گفت: در ماجرای هسته ای ابتدا بنا بر تنش زدایی شد بنابراین آنها در ابتدا آمدند نطنز را تعطیل و سپس یو سی اف اصفهان و بعد از آن آزمایشگاههای ما را تعطیل کردند . سپس اعلام کردند که رشته های تحصیلی مرتبط با موضوع هسته ای در دانشگاهها نیز باید تعطیل شود اما پس از این موضوعات دیدیم که آنها قانع نشدند و سپس گفتند که ایران باید پروتکل الحاقی را بپذیرد. این یعنی اینکه مامورین آژانس هر وقت که دلشان می خواهد بدون اجازه دولت ایران بتوانند از مکان های هسته ای ما بازدید کنند. این کار آنها یعنی اینکه هر وقت خواستند بتوانند به ما ضربه بزنند.
وی اضافه کرد: این اقدام در حالی انجام شده بود که پیوستن ایران به پروتکل الحاقی و تعطیلی تاسیسات ایران بدون مصوبه مجلس انجام شده بود.
رئیس شورای عالی امنیت ملی خاطرنشان کرد: آنها گفتند ایران در این راستا حتی اگر ابتکاری به ذهنش رسید و خواست ابداعاتی داشته باشد باید به مامورین آژانس گزارش دهد اما بعد از این همه عقب نشینی از سوی ما و امتیازات داده شده، مشاهده کردیم که آقای بوش اعلام کرد که ایران محور شرارت است و باید به ایران حمله شود.

چيستي جنگ رواني و شگردهاي آن

معاون وزير خارجه‌ دولت بوش مدعي شده بود که کشورش براي مقابله با گسترش حس تنفر از آمريکا در جهان، نيروي واکنش سريع تشکيل مي‌دهد و از آن‌جا که مرکز اصلي اين تنفر، ايران است لذا برنامه‌هاي خود را در جنگ نرم عليه ايران متمرکز کرده که بمباران خبري و تبليغاتي تنها گوشه‌اي از اين برنامه‌ها است.
«در جنگ رواني هدف تصرف پانزده سانتي‌متر بين دو گوش انسان است. « اين جمله را يکي از استراتژيست‌هاي آمريکايي گفته است. بحث درباره جنگ‌رواني يا به عقيده برخي »جنگ ‌نرم« اين روزها به سبب ماجراهاي ناگوار پس از انتخابات دهم رياست جمهوري بيش‌تر از گذشته در محافل رسانه‌اي و سياسي کشور مطرح است اما به‌راستي حقيقت جنگ‌رواني چيست؟ چه کساني و با چه اهدافي آن را ‌دنبال مي‌کنند و بالاخره تاريخچه اين مسأله به چه زماني باز مي‌گردد؟
اين‌‌ها پرسش‌هايي است که نگارنده اين سطور با توجه به برخي تحولات سياسي روز کوشيده پاسخ آن‌ها را بيابد.
جنگي به قدمت تاريخ بشر
به اعتقاد تاريخ‌نگاران، عمليات رواني سابقه‌اي به قدمت تاريخ بشر دارد. محققان زيادي درپي يافتن قديمي‌ترين نمونه‌هاي استفاده از جنگ رواني بوده‌اند. در اين‌باره »پل‌لاين‌بارگر « سابقه استفاده از جنگ رواني را به جنگ کيدئون با مادها نسبت مي‌دهد. در اين جنگ، کيدئون برخلاف رسوم نظامي زمان خود که هر دستة صد نفره يک مشعل داشتند، به هر يک از سپاهيان مشعلي داد و اين توهم را در ذهن دشمن ايجاد کرد که تعداد افرادش، صد برابر ميزان واقعي است، در نتيجه توانست بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يابد.
از اين ‌زمان به بعد، به تدريج اين اعتقاد پديد آمد که هر جنگ دست‌کم در دو جبهه رخ مي‌دهد: ميدان نبرد و اذهان عمومي.
در تاريخ اسلام، روشن‌کردن آتش توسط سپاهيان اسلام در شب فتح مکه و ايجاد رعب در دل مکيان از اين طريق، نقش مهمي در شکستن مقاومت آن‌ها داشت و نيرنگ قرآن بر سر نيزه‌کردن عمروعاص و شکست‌دادن سپاه در حال پيروزي امام‌علي(ع) با اين وسيله، نمونه‌هاي برجسته‌اي از جنگ‌هاي رواني است که به اقتضاي فرصت و نبوغ طراحان آن، به منصة ظهور رسيده‌اند.
از نمونه‌هاي جالب توجه و گسترده جنگ‌رواني در سده بيستم ميلادي مي‌توان به جنگ جهاني دوم اشاره کرد. هنگامي که در سال 1939 محققان آلماني به منظور توجيه شکست کشورشان در جنگ جهاني اول اعلام کردند: غفلت آلمان از سلاح تبليغات و استفاده موثر رقيبان از آن سلاح از مهم‌ترين دلايل شکست آنان بوده است، در واقع خبر از حضور گستردة ابزار تأثيرگذاري رواني در صحنه سياست و نظامي‌گري مي‌دادند. وقوع تحولاتي چون تشکيل وزارت تبليغات در آلمان و سازمان‌‌هاي موسوم به جنگ‌رواني و تبليغات جنگي در ديگر کشورها، تصديق عملي اين ادعا بود.
سايکو استراتژي؛ راهبرد رواني آمريکا
جداي از آلمان‌ها، مسأله جنگ‌رواني، به شدت مورد توجه آمريکايي‌هايي قرار گرفت که پس از اتمام جنگ جهاني دوم به همراه شوروي، خود را ابرقدرت جهان مي‌دانستند تا جايي که آن‌ها در کنار استراتژي نظامي، سياسي و اقتصادي، اصطلاح »سايکو استراتژي« يا راهبرد رواني را طرح و عملا بيان کردند که عنصر رواني از مسأله زمان جنگ فراتر است و در هنگام صلح نيز بايد به آن توجه داشت.
پنتاگون با نظارت کاخ سفيد در تمام سال‌هاي جنگ سرد، متولي اصلي جنگ رواني آمريکا عليه شوروي بود. چندي پيش خانم کارن‌هيوز معاون وزير خارجه‌دولت جرج بوش كوچك در امور رسانه‌هاي عمومي مدعي شده بود که کشورش براي مقابله با گسترش حس تنفر از آمريکا در جهان، نيروي واکنش سريع تشکيل مي‌دهد و از آن‌جا که مرکز اصلي اين تنفر، بدون ترديد ايران است لذا برنامه‌هاي خود را در جنگ نرم عليه ايران متمرکز کرده است. بمباران خبري و تبليغاتي بر ايران تنها گوشه‌اي از اين برنامه‌ها است.
مشخصه‌هاي جنگ رواني جديد
بي‌شک، امروزه جنگ‌رواني نسبت به گذشته گستره و ابعاد ويژه‌اي يافته است. امروز جنگ‌رواني محصول يک‌سري تحولات صنعتي و تکنولوژيک از جمله گسترش ارتباطات اجتماعي است که ابتدائاً در اروپا رخ داد. توسعه و گسترش ارتباطات باعث شد تا انسان‌هايي که پيش از اين، به مسائل، فقط در محدودة قومي، قبيله‌اي و محلي فکر مي‌کردند، اين بار فراتر از مناطق محدود خود به گسترة جهاني بيانديشند. از سويي پس از انقلاب صنعتي و گسترش و تورم جمعيت شهرنشين، زمامداران امور کم‌کم با مقولة افکار عمومي و قدرت تاثيرگذاري آن روبه‌رو شدند. به اين ترتيب، تعريف خاصي از جنگ‌رواني مطرح شد، بدين معنا که جنگ‌رواني، سلاح نوين جنگي دنياي مدرن محسوب مي‌شد که در عين تدافعي بودن، مي‌توانست حالت تهاجمي بگيرد و ضمن تقويت روحيه مردم و سربازان خودي، به شکستن روحيه دشمن بپردازد.
از همين منظر است که وزارت دفاع آمريکا مفهوم جنگ‌رواني را اين‌گونه مي‌داند»: جنگ‌رواني، استفاده برنامه‌ريزي شده از تبليغات و ساير اعمالي است که قبل از هر چيز با هدف تأثير بر نظرات، احساسات، مواضع و رفتار جوامع دشمن، بي‌طرف يا دوست به شيوه‌اي خاص در جهت اهداف ملي صورت مي‌گيرد. «
امپرياليسم رسانه‌اي؛ بازوي آمريکا در جنگ‌رواني
در سال 1950 يعني تنها يک‌سال پس از پايان جنگ، دولت ترومن به منظور کسب آمادگي براي اجراي جنگ‌رواني در کره، پروژه‌اي را با عنوان »نبرد حقيقت« با بودجه‌اي معادل 121ميليون دلار تصويب کرد. ارتش آمريکا، اداره و رياست جنگ‌ رواني را به عنوان بخش ستادي ويژه ايجاد کرد و در کنار واحدهاي رزمي، واحدهاي جنگ‌رواني گسترده‌اي را با استفاده از تجربيات جنگ‌جهاني دوم تشکيل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهاي رواني ـ تبليغاتي آمريکا با توسعه‌اي روزافزون همواره به عنوان يکي از بازوهاي اصلي آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.
اين سازمان‌ها در حقيقت طيف وسيعي از راديو و تلويزيون‌ها، ماهواره‌ها، کتابخانه‌ها، بورس‌هاي دانشگاهي، خانه‌هاي فرهنگي، آژانس‌هاي تبليغاتي، مراکز فيلم‌سازي به‌ويژه هاليوود، واحدهاي جنگ‌رواني نظامي، تشکيلات ستادي و... را شامل مي‌شود. بي‌شک، تعداد، پرسنل، بودجه، حجم و گستردگي فعاليت‌ آن‌ها بسيار گسترده و از حوصله اين بحث خارج است اما آوردن نمونه‌هاي مهمي از آن خالي از فايده نيست:
1. رکن اصلي تبليغات راديويي آمريکا در سطح جهان، راديو صداي آمريکا است که در سال 1984 به 23 زبان فعاليت خود را در راستاي تبليغات سياه و خاکستري ـ البته به تعبير خودشان ـ‌ آغاز کرد. راديو صداي آزاد ايران تنها بخش کوچکي از تبليغات راديويي آمريکا بود که در سال 1980 يعني دو سال پس از پيروزي انقلاب آغاز به‌کار کرد.
2. موج فراگير امپرياليسم رسانه‌اي حقيقتي است که نمي‌توان و نبايد به راحتي از کنار آن گذشت. شکل‌گيري و تقويت کمپاني‌هاي متعدد تبليغاتي و رسانه‌اي در کنار شرکت‌هاي بسيار بزرگ تبليغاتي و خبري هم‌چون تايم وارنر، واياکام، نيوز کور پوريشن و والت‌ديزني تنها بخش کوچکي از ماجرا است که به‌عنوان سربازان اصلي جنگ‌ رواني آمريکايي به فعاليت مشغولند. در اين ميان هاليوود جايگاه و اهميت به‌سزايي دارد که البته تحت سيطره صهيونيسم بين‌الملل است.
3. در حال حاضر، ايالات متحده آمريکا با 444ميليارددلار سرمايه‌گذاري در بحث فناوري اطلاعات در رتبة نخست قرار گرفته است که پس از آن اروپاي غربي با 300 و ژاپن با 121ميليارددلار در رتبه‌هاي دوم و سوم هستند. سرمايه‌گذاري هنگفت کشورهاي غربي در مقايسه با سرمايه‌گذاري ناچيز ما (100ميليون‌دلار بابت طرح تکفا) از اين حيث شايان توجه است که مي‌دانيم در عصر انفجار اطلاعات، قدرت و نفوذ تأثيرگذاري واقعي در مقياس‌هاي جهاني تنها در اختيار کشورهايي است که شاهراه ارتباطي و اطلاعاتي دنياي نوين را در اختيار دارند.
اهداف اصلي کدام است؟!
همان‌طور که اشاره شد، جنگ‌رواني جديد به عنوان عملي سازمان‌يافته و برنامه‌ريزي شده پديده‌اي هميشگي و پيوسته است که اختصاص به مقطع زماني خاصي هم ندارد. با توجه به اين مسأله مي‌توان اهداف جنگ‌رواني را در يک تقسيم‌بندي به اهداف سياسي و اهداف نظامي و در تقسيم‌بندي ديگر آن را به اهداف و مقاصد استراتژيکي و مقاصد تاکتيکي تقسيم کرد.
به هر روي، با توجه به اين‌که ماهيت اصلي عمليات رواني به اعتراف خود آمريکايي‌ها عبارت است از تلاش براي تأثيرگذاري بر افکار، احساسات و تمايلات گروه‌هاي دوست، دشمن يا بي‌طرف مي‌توان تا حدودي به برخي از مهم‌ترين اهداف جنگ‌رواني پي‌برد؛
1. تأثيرگذاري شديد بر افکار عمومي جامعة هدف از طريق پروژه جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع‌رساني هدفمند و کنترل‌شده که نظام سلطه همواره از اين روش براي پيشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقيت‌هايي هم در اين زمينه داشته است.
2. ترساندن از مرگ يا فقر يا قدرت خارجي سرکوب‌گر و پس از آن دعوت به تسليم از طريق پخش شايعات و دامن‌زدن به آن براي ايجاد جو بي‌اعتمادي و ناامني رواني.
3. اختلاف‌افکني در صفوف مردم و برانگيختن اختلاف بين مقامات نظامي و سياسي کشور مورد نظر در راستاي تجزيه سياسي کشور.
4. اشاعه بذر يأس و نوميدي در ميان مردم و به‌ويژه نسل جوان به‌منظور بي‌تفاوت‌کردن آن‌ها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالي آن.
5. کاهش روحيه و کارآيي رزمي (البته در زمان جنگ‌ نظامي)
6. ايجاد اختلال در سيستم‌هاي کنترلي و ارتباطي کشور هدف.
7. تبليغات سياه (با هدف براندازي و آشوب) از طريق شايعه‌پراکني، پخش تصاوير ويژه، جوسازي از طريق پخش شب نامه‌‌ها و...
8. تقويت نارضايتي‌هاي ملت به دليل مسايل مذهبي، قومي، سياسي و اجتماعي نسبت به دولت خود به‌طوري که در مواقع حساس اين نارضايتي‌ها زمينه تجزيه کشور را فراهم کند.
9. تلاش براي بحراني و فوق‌العاده نشان دادن اوضاع کشور از طريق ارايه اخبار غلط و نيز تحليل‌هاي نادرست و اغراق‌آميز که مقام معظم رهبري نيز در ديدار اخير اعضاي مجلس خبرگان با ايشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاي خط تهاجمي دشمن توصيف کردند.
با توجه به آن‌چه گفته شد ضرورت مقابله جدي با جنگ‌رواني دشمن از طريق شيوه‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري بر کسي پوشيده نيست. اما در اين ميان وحدت استراتژيک تمام نهادهاي کشور براي پاسداشت ارزش‌هاي نظام و حفظ انسجام اسلامي در اين شرايط حساس يک نياز اساسي است.